حسن بن محمد بن حسن اشعرى قمى ( مترجم : تاج الدين حسن بن بهاء الدين قمي )

469

تاريخ قم ( طبع مرعشى ) ( فارسى )

و چون او را بر فعل ناپسنديدهء او عتاب « 1 » كردند ، او بر نفس خود حلم كرد ، بر آنك او را در روز قيامت درآرند ، و او را كويند كه : اى صالح قلم بستان ، و به آتش دوزخ در رو كه : « قم يا صالح و خذ قلمك وضآئع و ادخل النّار » . و در آن روزكار كه اين وضآئع ، و وظائف و دستورات و قوانين بستدند ، امن و سلامتى و عدم خوف بود ، و برزيكران و اربابانرا بمشاهره « 2 » و پآىء مزد بدارقه « 3 » و قسمتهايى الزام و تكليف نمىكردند . و كفايت در مال در هر ده درهم ، پنجدانك درهمى بود ، و نقد خراج از بهآء غلّه ، مرتفع و حاصل مىشد . و حمايت و رعايت قآئم بود ، چنانج به هيچ وجه از وجوه ، و به هيچ فردى از افراد مردم ، ضررى بنفس و مال نمىرسيد ، و هيچ كس بذيشان تعرّضى « 4 » نمىرسانيد ، و از اين جهت كفته‌اند : « الحماية ثمّ الجباية » ، يعنى : اوّل حمايت مىبايد كردن ، پس از آن مال ستدن . و جعفر بن قاسم كرجى « 5 » ، دستور ده سالهء ماه البصره « 6 » ببست ، و قانون نهاد ، سال اوّل آن سنهء اثنى و ثلثمائه « 7 » .

--> ( 1 ) . عتاب : سرزنش و نكوهش‌كردن . ( 2 ) . مشاهره : ماهيانه . ( 3 ) . احتمالا جمع غير قياسى و ناصحيح از كلمه فارسى ( بدرقه ) باشد ، و بدرقهء عبارت از مقدار پول و جنسى بوده است ، كه واليان ظالمانه از اربابان و بزرگان - علاوه بر اصل خراج - به عنوان سر راهى و هزينه دريافت مىكرده‌اند . ( 4 ) . در نسخهء چاپى : تعرضى زياد . ( 5 ) . ؟ ( 6 ) . كلمه ( ماه ) معرّب ( ماد ) است ، شهر نهاوند پس از آن كه در جنگ فتح الفتوح در سال 21 هجرى فتح گرديد ، جز و اعمال خراجى شهر بصره قرار گرفت ، يعنى عايدات و درآمد خراج اين منطقه از آن لشكريان مستقر در پادگان بصره گرديد ، از اين رو اسم « ماه البصره » بر آنجا افتاد ، يعنى سرزمين ماد كه متعلق به بصره است . ( 7 ) . سال 302 هجرى .